در دیدار مدیران کل مرکز هنرهای نمایشی کشور و فرهنگ و ارشاد فارس مطرح شد:
اتابک نادری مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی کشور در دیدار صمیمی و گفتگویی هنرمندانه که با مهدی رنجبر مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس داشت، در واکاوی بحرانهای هنرهای نمایشی تأکید کرد: تئاتر ایران میان بازدارندگی دولتی و رهاشدگی بخش خصوصی در حرکت است و ضرورت بازنگری در قوانین چهار دههای الزامی است.
این مدیرهنرهای نمایشی، در آسیبشناسی صریح از ساختار تئاتر کشور، وضعیت کنونی هنرهای نمایشی را محصول یک بلاتکلیفی راهبردی میان سیاستگذاریهای بازدارنده دولتی و فقدان هویت در بخش خصوصی توصیف کرد و با تأکید بر اینکه تئاتر یک کالای وارداتی نیست، بلکه در ذات فرهنگ ایرانی ریشه دارد، خواستار تحولی ساختاری در نحوه مدیریت تئاتر شد.
ریشههای تاریخی در کالبد مدرن/تداوم سنتهای نمایشی از تعزیه تا استندآپ
نادری در بخش نخست سخنان خود، با رد این گزاره که تئاتر مدرن یک پدیده کاملاً وارداتی است، ریشههای آن را در باورهای دینی و ملی ایران جستوجو کرد و با اشاره به اینکه در طول تاریخ، قالبهای نمایشی همواره در حال تغییر نام و شکل بودهاند، گفت: آنچه امروز به عنوان استندآپکمدی یا بداههپردازی میشناسیم، در واقع همان مجالس شادیآور یا سیاهبازیهای دیروز است که تنها پوستهاش تغییر کرده است. مشکل در اصل نمایش نیست؛ مشکل در فقدان آگاهی تاریخی و پیوند نزدن این سنتهای قدرتمند با نیازهای مخاطب امروز است.
تولید انبوه فارغالتحصیل و فقدان زیرساخت اشتغال
این بازیگر تئاتر و سینما با انتقاد از رویکرد دولتی، به نکتهای کلیدی اشاره کرد: دولت در سالهای پس از انقلاب، بهترین عملکرد را در ساخت ابنیه و سالنها در شهرستانها داشته است، اما پس از آن، به جای حمایت ساختاری، به یک نیروی بازدارنده تبدیل شده و به گفته اتابک نادری، این بازدارندگی در دو ساحت رخ میدهد: نخست، محدود کردن هنرمند در چارچوبهای سختگیرانه اداری که با روح خلاقیت در تضاد است و دوم، رها کردن ناگهانی هنرمند پس از اعمال محدودیت.
وی افزود: ما سالانه ۳۵۰۰ فارغالتحصیل تئاتر داریم اما این نیروهای جوان کجا باید کار کنند؟ وقتی زیرساختها تعریف نشده و سالنها در انحصار نگاههای دولتی است، مشخص است که تئاتر نمیتواند به رشد متوازن برسد.
گذار از اجراهای گذرا به کمپانیهای تئاتری/جراحی ساختار برای آشتی با مخاطب عام
یکی از پیشنهادهای کلیدی نادری، عبور از مدل مدیریت فعلی و حرکت به سمت تشکیل «کمپانیهای تئاتر» است. وی تصریح کرد: ما باید از نگاه تولید جشنوارهای به سمت تولید کمپانیمحور حرکت کنیم. وقتی مدیر یک تماشاخانه خصوصی نمیداند هویت فعالیتش چیست و برای چه مخاطبی کار میکند، نتیجهاش میشود وضعیت فعلی که تئاتر به کالایی سردرگم تبدیل شده است.
وی تأکید کرد: مدیریت فرهنگی باید به دو رکن: نگاه هنری یا احساسی و نگاه اقتصادی یا جذب مخاطب به طور همزمان توجه کند و به باور نادری، اگر هویت تماشاخانهها تعریف شود، دغدغه به خلاقیت بدل شده و خودبهخود رقابت سالم در بازار هنر شکل میگیرد، بیآنکه نیازی به نگاههای دستوری باشد.
بنبست قانونی؛ تئاتر بیشناسنامه/ضرورت تدوین قانون تأسیس تماشاخانهها
مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی با اشاره به خلأهای قانونی که بیش از ۴۰ سال است دستنخورده باقی ماندهاند، اعلام کرد: ما برای تئاتر قانون جامعی نداریم. در سینما مشخص است که یک مؤسسه با چه ضوابطی میتواند فعالیت کند اما تئاتر در یک برزخ قانونی گرفتار است. وی افزود: تأکید بر اصلاح قوانین برای شتابدهی به تولیدات و خروج از رخوت فعلی، دیگر یک پیشنهاد نیست؛ یک ضرورت حیاتی است و به گفته او، نگاه دولت باید از متولی اجرایی به ناظر حمایتگر تغییر یابد تا جشنوارهها از محل تولید شتابزده به جشن دستاوردهای عمومی تبدیل شوند.
پایان عصر جشنوارههای سه روزه؛ استمرار کلیدحیات تئاتر
این مسئول در بخش پایانی سخنان خود، از جشنوارهزدگی تئاتر انتقاد کرد و گفت: اینکه جشنوارهها سه روزه برگزار و تمام شوند بدون شنیدن نقد و انتقادها و دفاعیات هنرمندان، صدمهای بزرگ بر پیکره تئاتر است. در گذشته که تئاتر عمومی ضعیف بود، جشنوارهها موتور محرک تولید بودند، اما اکنون فرمول عوض شده است. نادری در ادامه بر این باور شد: تئاتر باید در تماشاخانههای دائمی و در جریان مستمر اجرای عمومی نفس بکشد نه در فضای رقابتی جشنوارهای که مجال نقد و بررسی دقیق را از هنرمند میگیرد. سخنان اتابک نادری، زنگ خطری جدی برای جریان هنرهای نمایشی است؛ تئاتری که به گفته وی، اگر از قفس تنگ نگاه دولتی رها شده و در آغوش قانونی کمپانیهای خصوصی قرار نگیرد، همچنان در سایهسار «بیهویتی» و «آمارزدگی» گرفتار خواهد ماند. عبور از این بنبست، نیازمند ارادهای است که بیش از چرتکه انداختن بر اصالت هنر و استمرار تماشاخانهها تأکید داشته باشد.
تئاتر، نبضِ فرهنگ در کالبدِ جامعه/ صحنه تئاتر استان پویا و فعال است
در ادامه این گفتگوی هنرمندانه، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس نیز با اشاره به اینکه صحنه تئاتر، ایستگاهِ پیوندِ دیروز و فرداست؛ جایی که فرهنگ، نفس میکشد.، گفت: صحنه نمایشی شیراز شهرستانهای استان، شاهد اجراهایی در حوزه کودک و نوجوان و سبکهایی در خور خانواده ها و بزرگسالان و هنرمندان این شهر است و همچنین از مرکز کشور نیز هنرمندان صاحب نام و کارهایی حرفه ای در تماشاخانه های شهر برای مردم و علاقه مندان بر صحنه در حال اجرا بوده و یا هستند که از آن جمله میتوان به "سه گانه بورش و خون به کارگردانی صابر ابر از تهران و نمایشهایی همچون، خرسک، نیاز به تلاش بیشتر، بتهوون یک جاودانگی، قلب نارنگی، شیرهای خان بابا سلطنه، ماندن مردن و یا رفتن، جادوگر شهر شیشه ای، سیرک ستارگان، خانه عروسک، روزهای بی باران و کنسرت نمایش سیاوش» اشاره کرد.
مهدی رنجبر افزود: تئاتر، نه فقط یک نمایش، که آینهایست تمامقد در برابر چشمانِ تپنده جامعه. وقتی پردهها کنار میروند، تئاتر فراتر از سرگرمی، به «وجدان بیدار» شهر بدل میشود؛ فضایی که در آن سکوتِ مخاطب با طنینِ حقیقتِ صحنه شکسته میشود و تئاتر با به چالش کشیدنِ باورهای کهن و روایتِ قصههای نو، همواره پیشرانِ تغییراتِ فرهنگی بوده است. این هنرِ زنده، با تبدیلِ «من» به «ما»، همدلی را در جانِ شهروندان میدمد و پیچیدهترین مسائلِ اجتماعی را در قالبِ کلمات و کنشها، به دردی مشترک تبدیل میکند.
تأثیرِ تئاتر بر فرهنگ، در تزریقِ «تفکرِ نقادانه» به لایههای زیرینِ اجتماع نهفته است. هر اجرایی که بر صحنه جان میگیرد، نهالی است که در باغِ فرهنگِ جامعه کاشته میشود تا روزی به بار بنشیند؛ چرا که جامعهای که تئاتر میبیند و با آن میاندیشد، هرگز در ایستاییِ نمیماند و همواره به سوی بلوغِ اجتماعی گام برمیدارد.